سبد خرید
{{item.quantity}}
تعداد را بنویسید. بیش‌تر از 0 بنویسید. کم‌تر از {{item.product.variant.max + 1}} بنویسید.
{{item.promotion_discount|number}} تومان تخفیف
{{item.total|number}} تومان
مبلغ قابل پرداخت
{{model.subtotal|number}} تومان
ثبت سفارش
سبد خرید شما خالی است
نقد فیلم «عشق سگی» (Amores Perros) از دیدگاه یونگی Jungian

نقد فیلم «عشق سگی» (Amores Perros) از دیدگاه یونگی Jungian

نقد فیلم «عشق سگی» (Amores Perros) از دیدگاه یونگی Jungian

🌑 معنای سایه از نگاه کارل گوستاو یونگ

«سایه» در روان‌شناسی تحلیلی یونگ، آن بخش از شخصیت ناخودآگاه ماست که شامل ویژگی‌ها، تمایلات، احساسات و افکاری است که ما آن‌ها را نامطلوب، شرم‌آور یا ناپذیرفتنی می‌دانیم و بنابراین سرکوب‌شان می‌کنیم.

اما این ویژگی‌ها از بین نمی‌روند، بلکه در تاریکی ذهن ما باقی می‌مانند و از همان‌جا رفتارمان را شکل می‌دهند.

یونگ می‌گفت:

«تا زمانی که ناخودآگاه را آگاه نکنید، آن ناخودآگاه زندگی شما را هدایت می‌کند و شما نامش را "تقدیر" می‌گذارید.»

🎭 سناریوی واقعی: «سایه در اتاق جلسه»

شخصیت‌ها:

مریم، مدیر میانی یک شرکت تبلیغاتی

سارا، همکار جدیدش

نادر، مدیرعامل

روز جلسه است. نادر در حضور تیم از ایده‌ی سارا تعریف می‌کند:

«سارا، ایده‌ات فوق‌العاده‌ست! دقیقاً همون چیزیه که شرکت نیاز داشت.»

مریم لبخند می‌زند، اما در درونش چیزی فرو می‌ریزد.

احساس خشم، حسادت، و رنج درونش شعله می‌کشد.

در ذهنش می‌گوید:

«یعنی من دیده نمی‌شم؟ همه زحمت‌ها رو من کشیدم!»

اما به‌جای ابراز، در روزهای بعد شروع می‌کند به نقد کردن سارا، تحقیر ایده‌هایش، و بی‌اعتمادی به او.

در ظاهر، مریم فقط «محکم» و «حرفه‌ای» است.

اما در واقع، سایه‌اش فعال شده؛ آن بخش درونی که از «نادیده گرفته شدن» می‌ترسد و می‌خواهد دیده شود.

🌘 تحلیل کوچینگی:

درون مریم، دو بخش وجود دارد:

خود آگاه (Persona): زن حرفه‌ای، متین و منطقی

سایه: کودکی که هنوز از دیده نشدن می‌ترسد، از مقایسه رنجیده، و در حسادت می‌سوزد.

مریم تا زمانی که این سایه را نبیند، همچنان قربانی واکنش‌هایش خواهد بود.

اما اگر در یک گفت‌وگوی کوچینگی یا در نوشتار تأملی با خود بگوید:

«من چرا از موفقیت سارا ناراحت شدم؟ چه چیزی در من لمس شد؟»

آن‌وقت سایه‌اش را به آگاهی آورده و می‌تواند از آن برای رشد استفاده کند.

🌕 خرد نهایی یونگ

یونگ می­ گفت: «سایه دشمن ما نیست؛ معلم و مربی ماست.»

سایه می‌خواهد ما را کامل کند، نه شرمنده.

زمانی که مریم بپذیرد که درونش نیاز به دیده شدن و ترس از بی‌ارزشی وجود دارد، دیگر نیازی ندارد آن را روی دیگران فرافکنی کند. آن‌وقت، سایه تبدیل به نوری می‌شود که راه رشد را روشن می‌کند. 

با توجه به این مقدمه ببینیم در نگاه یونگ، فیلم سینمایی عشق سگی چه می­گوید.

فیلم «عشق سگی» (Amores Perros) از دیدگاه یونگی Jungian

🌑   صحنه‌ی مسابقه سگ‌ها

🔸 تحلیل یونگی:

در صحنه مسابقه سگها، سایه‌ی جمعی انسان نمایان می‌شود.

یونگ می‌گوید هر جامعه‌ای سایه‌ای دارد — بخش تاریک، پرخشم، حریص و بی‌رحمی که نمی‌خواهد آن را ببیند، اما از درون هدایتش می‌کند.

در این مسابقه، انسان‌ها سایه‌ی خود را به سگ‌ها فرافکنی کرده‌اند؛ یعنی تاریکی درونی‌شان را بیرون انداخته‌اند تا نبینند که خودشان همان حیوان درنده‌اند.

سگ‌ها، در واقع آینه‌ی ناخودآگاه انسان‌ها هستند:

هرچه در درون خود سرکوب کرده‌ایم (خشونت، طمع، نیاز به قدرت)، در این صحنه تجسم می‌یابد.

🔸 نگاه کوچینگی:

در کوچینگ، ما می‌پرسیم:

در کجای زندگی‌ام، سایه‌ام را به دیگری فرافکنی می‌کنم؟

چه بخش از وجودم را نمی‌خواهم ببینم، و در دیگران می‌جنگم؟

وقتی فرد با سایه‌اش آگاهانه روبه‌رو شود، قدرت و خشمش می‌تواند تبدیل به شجاعت، خلاقیت و اراده شود.

اما اگر سایه سرکوب شود، به میدان مسابقه‌ای درونی بدل می‌گردد که در آن بخش‌های خودمان را می‌دریم.

🐺  صحنه‌ی سگ سیاه در خرابه

🔸 تحلیل یونگی:

سگ سیاه نماد سایه‌ی شخصی است — آن بخش از وجود ما که زخم‌خورده، طردشده یا فراموش‌شده است.

خرابه، نماد ناخودآگاه است: جایی ویران، خاموش، اما پر از نیروهای سرکوب‌شده.

وقتی پیرمرد او را در خرابه رها می‌کند، در واقع مانند هر انسانی است که بخشی از وجود خود را کنار می‌گذارد و می‌گوید:

«بمان آن‌جا، من دیگر نمی‌خواهم با تو روبه‌رو شوم.»

اما سایه، اگر نادیده گرفته شود، خودش را به شکلی ناخوشایند نشان می‌دهد.

در اینجا سگ سیاه دیگر نمی‌جنگد برای بقا — بلکه می‌کشد برای رهایی از رنج درونی.

یونگ می‌گوید:

«کسی که سایه‌ی خود را نمی‌پذیرد، در نهایت توسط آن بلعیده می‌شود.»

🔸 نگاه کوچینگی:

در کوچینگ تحولی، ما به این بخش «درون زخمی» (Wounded Inner Self) می‌گوییم.

این همان جایی است که احساس طردشدگی، گناه، شرم یا بی‌ارزشی سال‌ها پنهان شده است.

تا زمانی که با این درون زخمی روبه‌رو نشویم، ناخودآگاه به دیگران آسیب می‌زنیم.

سگ سیاهِ فیلم، در واقع تصویر بیرونیِ درون زخمیِ پیرمرد است — بخش سیاه و نادیده‌گرفته‌شده‌ی خودش.

🌤️   صحنه‌ی اشک پیرمرد و تفنگی که شلیک نمی‌کند

🔸 تحلیل یونگی:

اشک پیرمرد لحظه‌ی آگاهی و پذیرش سایه است.

او درک می‌کند که سگ سیاه دشمن او یا سگهای دیگر نیست، بلکه بخشی از خودش است که رنج کشیده و تنها مانده.

تفنگی که شلیک نمی‌کند، نماد انتخاب آگاهانه برای شکستن چرخه‌ی تکرار خشونت است.

در روان‌شناسی یونگی، این لحظه «آغاز فردیت‌یابی» (Individuation) است — یعنی تولد دوباره‌ی انسان آگاه که می‌فهمد خیر و شر هر دو در درون اوست و باید میانشان صلح برقرار کند.

🔸 نگاه کوچینگی:

پیرمرد در این لحظه از واکنش به کنش آگاهانه گذر می‌کند.

او به‌جای سرزنش یا خشونت، تصمیم می‌گیرد ببیند و بپذیرد.

این دقیقاً همان نقطه‌ی رشد در کوچینگ است:

«وقتی متوجه می‌شوی دشمن بیرونی، درون خودت است.»

در کوچینگ، این را «لحظه‌ی نور» می‌نامند — لحظه‌ای که فرد در آینه‌ی دیگری (حتی در آینه‌ی رنج و خشونت) خودِ واقعی‌اش را می‌بیند و مسیر تحول آغاز می‌شود.

🪞 جمع‌بندی فلسفی

فیلم عشق سگی در واقع سه سطح از آگاهی انسان را نشان می‌دهد:

ردیف
مرحله
نماد
معنای فلسفی
پیام کوچینگی
1
خشونت
بیرونی
مسابقه‌ی سگ‌ها
انسان درگیر بقا و طمع
از دیگران جدا شده‌ایم
2
خشونت
درونی
سگ سیاه در خرابه
انسان زخمی و سرکوب‌شده
درون زخمی را بشناس
3
آگاهی
و بخشش
اشک پیرمرد


انسان بیدارشده و پذیرنده
چرخه‌ی خشونت را متوقف کن 

✨تمرین کوچینگی و تأملی:

۱. بنویس: در من «سگ سیاه» چیست؟ چه بخشی از وجودم را سال‌ها در خرابه‌ی فراموشی رها کرده‌ام؟

۲. چه زمانی در زندگی، تفنگ را پایین گذاشته‌ام و به‌جای واکنش، اشکِ درک ریخته‌ام؟

۳. امروز اگر بخواهم سایه‌ام را در آغوش بگیرم، باید از چه چیزی در خودم نترسم؟

نویسنده: علی اصغر سوادکوهی

25 مهرماه 1404

توجه:

یک نکته­ ی انسانی و اخلاقی برای شما انسان فهیم و فرهیخته: به حکم انسانیت و اخلاق این مطلب را کپی کنید و با ذکر منبع برای دیگران ارسال کنید.

منبع: سایت کوچینگ تحول آرام و تدریجی: www.cgtcoaching.ir



علی‌اصغر سوادکوهی
نوشته شده در 30 مهر 1404 توسط علی‌اصغر سوادکوهی
اشتراک‌گذاری
همچنین بخوانید...

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
جستجو
برای جستجو در نوشته‌های وب‌سایت، کلمه‌ی کلیدی مورد نظر خود را بنویسید و بر روی دکمه کلیک کنید.
درباره‌ی نویسنده
درود و مهر بر شما
منم، علی‌اصغر سوادکوهی.
همین کلماتی که می‌خوانی و می‌شنوی،
صدای یک نویسنده.
نه تیمی دارم، نه استودیویی و نه ابزاری حرفه‌ای.
فقط منم، صدای من، قلم من، یک گوشی و یک لپ‌تاپ.
اما
درونم شوقی هست که هنوز خاموش نشده،
آتشی هست که هنوز گرمایش را باور دارم
و پیامی هست که باید به گوش دیگران برسد.
سال‌ها نوشتم، گفتم و سخنرانی کردم...
اما
بدون برنامه، بی‌هدف و بی‌دلیل روشن!
و گاهی برای رضایت این و آن و اکنون می‌بینم که خیلی چیزها را باختم...
اما
فکر می‌کنم اکنون هم دیر نیست، اگر عاشقانه و صادقانه آغاز کنم.
نه برای جلب توجه و رضایت دیگران،
بلکه برای رسالتی که از درون احساس می‌کنم و
برای حرف‌هایی که باید زده شوند.
می‌خواهم از نو بگویم
از نو بنویسم و از نو عمل کنم.
نه با ترس، نه با حسابگری دنیای بیرون،
بلکه با شوق و ذوق و درونی که فهمیده است هیچ چیز ارزشمندتر از «راستی» و «معنا» نیست.
شاید فرصتم کوتاه باشد،
شاید دنیا گوش ندهد،
اما
من می‌گویم و می‌نویسم
تا وقتی که نفس هست
تا وقتی که صدا هست
و به خودم می‌گویم:
«Never ever give up»
هرگز
هیچوقت
تسلیم نشو...
علی‌اصغر سوادکوهی

اطلاعات بیش‌تر
عضویت خبرنامه
عضو خبرنامه ماهانه وب‌سایت شوید و تازه‌ترین نوشته‌ها را در پست الکترونیک خود دریافت کنید.
پست الکترونیکی را بنویسید.
ساخت فروشگاه توسط Portal.ir
دسته‌بندی کالاها