سبد خرید
{{item.quantity}}
تعداد را بنویسید. بیش‌تر از 0 بنویسید. کم‌تر از {{item.product.variant.max + 1}} بنویسید.
{{item.promotion_discount|number}} تومان تخفیف
{{item.total|number}} تومان
مبلغ قابل پرداخت
{{model.subtotal|number}} تومان
ثبت سفارش
سبد خرید شما خالی است
سه سطح عشق در فیلم عشق سگی

سه سطح عشق در فیلم عشق سگی

سه سطح عشق در فیلم عشق سگی

فیلم عشق سگی - Amours chiennes 2000

در اینجا به عمق جهان Amores Perros، می­ رویم جایی که عشق، خیانت، وفاداری و رنج، به شکلی شاعرانه و تلخ در هم تنیده‌اند.

در این مقاله، فیلم را از زاویه‌ی فلسفی–کوچینگی می‌خوانیم تا ببینیم: چگونه می‌توان از دل فروپاشی، به آگاهی و بازسازی عشق انسانی رسید.

🎭   سه سطح عشق در فیلم

🩸 الف) عشق غریزی (Instinctual Love)

در داستان خانواده‌ی فقیر، عشق به زن برادر، بیشتر از جنس غریزه است تا پیوند روحی.

همه‌چیز در حد میل، هیجان، و تصاحب خلاصه می‌شود.

اینجا عشق، چیزی است که انسان را از درون می‌سوزاند نه تعالی می‌دهد.

تحلیل کوچینگی:

در کوچینگ، این سطح از عشق، بیانگر نیاز ارضانشده‌ی «تعلق و توجه» است.

افرادی که در کودکی عشق بی‌قید و شرط را تجربه نکرده‌اند، در بزرگسالی عشق را با مالکیت اشتباه می‌گیرند.

در نتیجه به جای دوست داشتن، می‌خواهند مالکیت داشته باشند.

💬 پرسش تأملی:

آیا من در روابط خود می‌خواهم عشق بورزم یا عشق را تملک کنم؟

💄 ب) عشق خودخواهانه (Egoistic Love)

در خانواده‌ی مرفه، عشق به ظاهر کامل است: زیبایی، ثروت، شهرت...

اما زیر این پوسته، هیچ ارتباط حقیقی وجود ندارد.

عشقشان نمایشی است، مانند برنامه‌ی تلویزیونی‌ای که خودشان در آن ظاهر می‌شوند.

تحلیل کوچینگی:

در این سطح، عشق وسیله‌ای است برای فرار از تنهایی خود.

ما به کسی عشق می‌ورزیم نه برای شناخت او، بلکه برای فراموشی خودمان.

به‌همین دلیل، این عشق با کوچک‌ترین بحران می‌پاشد — مثل تصادف.

💬 پرسش تأملی:

آیا من برای پر کردن خلأ درونم عاشق می‌شوم، یا برای پرورش وجودم؟

🕯️ ج) عشق بازتابی (Reflective Love)

در داستان پیرمرد (مبارزی که به قاتل حرفه­ای تبدیل شده است)، عشق شکل تازه‌ای می‌یابد:

عشق به سگ‌ها، و سپس عشق پنهان به دختری که نمی‌داند پدرش زنده است.

در او، رگه‌ای از توبه و بازگشت دیده می‌شود.

اما چون گذشته‌اش سنگین است، نمی‌تواند رابطه را زنده کند.

پس عشقش به نوعی مراقبه‌ی دردناک تبدیل می‌شود.

تحلیل کوچینگی:

در این سطح، عشق به آگاهی نزدیک می‌شود.

او درمی‌یابد که عشق یعنی پذیرفتن فقدان.

او به جای جنگیدن برای بازگرداندن گذشته، عشقش را به شکل دیگری زیست می‌کند:

با مراقبت از سگ­هایی که نماد وجدان او هستند.

💬 پرسش تأملی:

گاهی عشق، در ماندن نیست؛ در رها کردن است.

آیا من می‌توانم کسی را دوست بدارم، حتی اگر دیگر در کنارم نباشد؟

استعاره‌های بصری فیلم در رابطه با معنای عشق

🐕 سگ

نماد وفاداری، عشق خالص، غریزی و بی‌قضاوت است.

اما هم‌زمان، نشانگر بخش حیوانی انسان نیز هست.

در صحنه‌هایی که سگ‌ها برای بقا می‌جنگند، در واقع بازتابی از مبارزه‌ی انسان‌ها برای زنده ماندن است.

در پایان فیلم، سگ زنده می‌ماند اما انسان‌ها در رنج می‌سوزند؛ یعنی طبیعت از انسان باوفاتر است.

🪞 آینه

در خانه‌ی مدل معروف، آینه‌ها فراوان‌اند.

اما او هرگز خود را نمی‌بیند؛ فقط تصویری آرایش‌شده از خود را می‌بیند.

آینه در فیلم نماد فریب درونی و خودِ پوشالی است.

او خود را در آینه می‌بیند اما نمی‌بیند که روحش تهی است.

💬 پرسش تأملی:

من در آینه‌ی رابطه‌هایم چه می‌بینم؟ خود واقعی‌ام یا نقابم؟

🏜️ بیابان

بیابان در پایان فیلم، تصویری از خلأ اگزیستانسیال است.

جایی که انسان در برابر هستی برهنه می‌شود و درمی‌یابد:

عشق، معنایی نیست که از بیرون بیاید، بلکه نوری است که از درون می‌تابد.

مرد در بیابان با سگش می‌رود تا شاید خودش را پیدا کند.

از نگاه ایناریتو فلسفه‌ی عشق چنین است:

عشقِ انسانی وقتی به مالکیت، غرور، یا فرار از تنهایی تبدیل شود، ویران می‌شود.

اما عشقِ خالص، حتی اگر به سگ باشد، باز هم انسان را به یاد معنای عشق می‌اندازد.

در واقع، ایناریتو عشق را با مرگ پیوند می‌زند تا بگوید:

عشق حقیقی تنها زمانی زاده می‌شود که «خودِ کهنه» بمیرد.

در کوچینگ رشد فردی، ما به این مرحله می‌گوییم مرگ نمادین (Symbolic Death)

فرو ریختن باورها، نقاب‌ها و وابستگی‌ها برای تولد دوباره‌ی خودِ اصیل.

قانون کارما یا قانون عمل و عکس العمل و پیام نهایی

در هر سه داستان، افراد تاوان رفتار خود را می‌دهند.

یکی به خیانت، یکی به دروغ، و دیگری به بی‌عشقی دچار است.

در پایان، هر سه مجازات می‌شوند — نه از بیرون، بلکه از درون.

💬 کوچینگی‌ترین جمله‌ی فیلم:

"ما همان چیزی هستیم که از دست داده ایم."

یعنی هر آنچه در زندگی از دست می‌دهیم، درون ما حک می‌شود و ما را می‌سازد.

در کوچینگ معنوی، این اصل را «تبدیل رنج به معنا» می‌نامیم:

وقتی نمی‌توانی از رنج بگریزی، باید از آن بیاموزی.

تمرین‌های کوچینگی بر اساس فیلم

تمرین ۱: آینه‌ی عشق

سه رابطه‌ی مهم زندگی‌ات را یادداشت کن (خانواده، دوست، حیوان، شغل...).

برای هر رابطه بنویس:

من از این رابطه چه می‌خواستم؟

چه چیزی دریافت کردم؟

چه چیزی دادم؟

اکنون با خودت صادق باش:

آیا عشق من خالص بود یا درون آن، ترس، نیاز و غرور پنهان بود؟

تمرین ۲: بازگرداندن معنا به عشق

به خودت بنویس:

«اگر عشق را از مالکیت و توقع جدا کنم، چطور می‌توانم دوباره عشق را تجربه کنم؟»

پاسخ را با دست بنویس، نه تایپ؛ تا از ناخودآگاهت بجوشد.

تمرین ۳: رهایی از رنج

چیزی یا کسی که از دست داده‌ای را یاد کن.

احساست را بنویس، سپس زیر آن جمله‌ی آخر فیلم را بنویس:

"ما همان چیزی هستیم که از دست دادیم."

و بعد بنویس:

"اگر من همان چیزی هستم که از دست دادم، پس چه چیزی اکنون در من زنده است؟"

(این تمرین درک «رنج به عنوان معلم» را بیدار می‌کند.)

🌄 جمع‌بندی نهایی

فیلم «عشق سگی» یک داستان نیست؛ آینه‌ای است برای دیدن خودمان:

چقدر عشق ما به انسان‌ها اصیل است؟

چقدر از تنهایی‌مان فرار می‌کنیم؟

و چندبار عشق را با وابستگی اشتباه گرفته‌ایم؟

ایناریتو با بی‌رحمی نشان می‌دهد که اگر عشق را نیاموزیم، زندگی ما به بیابانی خالی تبدیل می‌شود —جایی که تنها موجود باوفا، سگی است که یادمان می‌دهد عشق یعنی وفاداری، حتی در تنهایی.

نویسنده: علی ­اصغر سوادکوهی

30 مهرماه 1404

توجه:

یک نکته­ ی انسانی و اخلاقی برای شما انسان فهیم و فرهیخته: به حکم انسانیت و اخلاق این مطلب را کپی کنید و با ذکر منبع برای دیگران ارسال کنید.

منبع: سایت کوچینگ تحول آرام و تدریجی: www.cgtcoaching.ir



علی‌اصغر سوادکوهی
نوشته شده در 30 مهر 1404 توسط علی‌اصغر سوادکوهی
اشتراک‌گذاری
همچنین بخوانید...

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
جستجو
برای جستجو در نوشته‌های وب‌سایت، کلمه‌ی کلیدی مورد نظر خود را بنویسید و بر روی دکمه کلیک کنید.
درباره‌ی نویسنده
درود و مهر بر شما
منم، علی‌اصغر سوادکوهی.
همین کلماتی که می‌خوانی و می‌شنوی،
صدای یک نویسنده.
نه تیمی دارم، نه استودیویی و نه ابزاری حرفه‌ای.
فقط منم، صدای من، قلم من، یک گوشی و یک لپ‌تاپ.
اما
درونم شوقی هست که هنوز خاموش نشده،
آتشی هست که هنوز گرمایش را باور دارم
و پیامی هست که باید به گوش دیگران برسد.
سال‌ها نوشتم، گفتم و سخنرانی کردم...
اما
بدون برنامه، بی‌هدف و بی‌دلیل روشن!
و گاهی برای رضایت این و آن و اکنون می‌بینم که خیلی چیزها را باختم...
اما
فکر می‌کنم اکنون هم دیر نیست، اگر عاشقانه و صادقانه آغاز کنم.
نه برای جلب توجه و رضایت دیگران،
بلکه برای رسالتی که از درون احساس می‌کنم و
برای حرف‌هایی که باید زده شوند.
می‌خواهم از نو بگویم
از نو بنویسم و از نو عمل کنم.
نه با ترس، نه با حسابگری دنیای بیرون،
بلکه با شوق و ذوق و درونی که فهمیده است هیچ چیز ارزشمندتر از «راستی» و «معنا» نیست.
شاید فرصتم کوتاه باشد،
شاید دنیا گوش ندهد،
اما
من می‌گویم و می‌نویسم
تا وقتی که نفس هست
تا وقتی که صدا هست
و به خودم می‌گویم:
«Never ever give up»
هرگز
هیچوقت
تسلیم نشو...
علی‌اصغر سوادکوهی

اطلاعات بیش‌تر
عضویت خبرنامه
عضو خبرنامه ماهانه وب‌سایت شوید و تازه‌ترین نوشته‌ها را در پست الکترونیک خود دریافت کنید.
پست الکترونیکی را بنویسید.
ساخت فروشگاه توسط Portal.ir
دسته‌بندی کالاها